اگر عشقم بکشد می نویسم!


بسیاری از حامیان دولت به شدت روی آن بخش سخنان اخیر آقای نقویان که رییس دولت را از چارپا هم کم شعورتر نامیده بود زوم کرده اند. اما به نظر من سخنان ایشان انحراف بزرگتری داشت و آن اینکه چرا حتی سی سال پس از انقلاب اسلامی تنها راه حل های مدیریتی سیاسیون بلکه حتی نظرات راهبردی خود حوزویان هم سکولار است ! برای مثال چه کسی گفته که حتما ثبات مدیریت قداست دارد؟

این اشتباهی است که خیلی ها مرتکب می شوند. چون در منطق اسلامی مدیریت باید دایما در تغییر باشد مخصوصا جایی که در اثر ماندن شخصی در پستی فساد تولید شود و روابط پایدار خاصی بین وی و عناصر مافیا شکل گیرد. نباید جای کسی گرم شود یا بخاطر فساد یا تمرد احساس امنیت داشته باشد. احمدی نژاد به خوبی می داند که استانداران و وزرا زیر فشار مجلسیان و متنفذین محلی بعد از مدتی اطاعت از این افراد- یا به
عبارت بهتر تنیدن تارهای فساد به دور خود- را به اجرای قانون و اطاعت از دولت مرکزی ترجیح می دهند. برای همین است که وقتی یک استاندار جدید می آید به طور معمول همه مقامات محلی و نمایندگان و شهرداران و... با آمدنش مخالفند اما همینکه همین شخص می خواهد عزل شود همه از عزلش نگران می شوند! نامه احمدی نژاد به استانداران مبنی بر لزوم عدم اطاعت از نمایندگان مجلس را یادتان هست؟ یادتان هست که مجلسیان چقدر از این دستور قانونی عصبانی بودند؟
فکر می کنید معاویه چطوری معاویه شد؟ یک استاندار والی منصوب عمر که به دلایل سیاسی و یا شرایط مرزی شام و یا هر دو سالها در پستش ماند و جایش را سفت کرد . اما رویکرد امیرالمومنین را هم ببینید در آن مدت کوتاه خلافت پشت سر هم حامان ولایات را با کمترین تخلفات - ولو رفتن به جلسه اشرافی- از کار برکنار می کرد. باز هم صدقه سر امثال عثمان بن حنیف و خانواده هایشان که شیعیان خوبی بودند و نامه های امام را نگهداشتند - ولو دستور عزل- و بعدها منتشر نمودند تا ما الان دلایل برخی عزل و نصب های حضرت علی را بدانیم و بدانیم معنی شهادت علی از شدت عدالت چه بود.

ای کاش احمدی نژاد تقوا را کنار می گذاشت و و اول هر کسی را که می خواست عزل کند با دلیل و مدرک و سند آبرویش را می برد و حسابی در افکار عمومی خرد و خاکشیرش می کرد تا عزل وی دیگر برایش هزینه نداشته باشد.. اما متاسفانه احمدی نژاد تجسم حقیقت تقوا است و حاضر است خودش در معرض اتهام
و فحش خوری قرار بگیرد اما آبروی این افراد را نبرد و وارد شارلان بازی های اربابان پست فطرت نشود. به این ترتیب همیشه افکار عمومی در مورد عزل افراد معزول اقناع نشده می مانند و افراد معزول زیر نقاب مظلومیت پنهان می شود.


ثبات مدیریت وقتی خوب است که یا مدیران بکلی معصوم باشند یا آنکه فساد چنان نهادینه باشد که تغییر دادن مدیریت آفتابه خرج لحیم شود مثل برخی از دولتهای قبلی. وقتی خود خاتمی رییس جمهور است همان بهتر که وزرایش ثبات داشته باشند.


من نمی دانم این اصل قداست ثبات مدیریت از کجا آمده است. اگر ما معتقد به اسلام هستیم اسلام می گوید « ما تدری نفس ماذا تکسب غدا» هیچ کس نمی داند فردا چکاره است. حالا چطور بایدبه کسی چک سفید امضا دهیم که تو از حالا وزیر یا استاندار هستی برو هر کاری را خودت صلاح می دانی انجام بده.
حقیقت این است که حوزه ما هم اسلامی نیست چه رسد به دانشگاهها. وقتی یک آخوند مانند نقویان می آید چیزی به نام قداست ثبات در مدیریت می تراشد معلوم است که ماحصل حوزه سکولار است. یعنی حتی آخوند هم نظریات مدیریتی اش هم سکولار است. اما شهید رجایی معمم و حوزوی نبود. اما می گفت

« من اعتقاد دارم که ما راه حل ها را باید از مکتب خودمان به دست آوریم».

این معنای یگانگی دیانت و سیاست است.

اسلام هم می گوید همینکه دیدید جایی والی یا امیر دارید ظلم می کند یا متمایل به ظلم است فورا عزلش کنید.
در کل نامه امیرالمومنین علیه السلام به مالک اشتر را بگردید دستوری بر حفظ مصلحتی امیران و کارگزاران نخواهید یافت!!
متاسفانه حوزه های ما هم سکولار هستند. سیاسون ما هم و بقیه. باید هم به احمدی نژاد معترض باشند. چون آنها معتقدند رییس جمهور باید کسی مانند خاتمی باشد که ثبات در دولت او یک ارزش تلقی شود!! نه دولت عدالت که وظیفه اش برخورد با ظلم است.


------------------------------

یکی از خوانندگام محترم به نام آقای « محمد صادق کریمی» به درستی تذکر دادند که مخالفان دولت  به بهانه ثبات مدیریت خواهان ثبات مدیر هستند! با تشکر از ایشان.

--------------------------------



پس از تحریر: امروز متن کاملتری از سخنان آقای نقویان را دیدم که حقیقتا عمق فاجعه را نشان می داد ؛ ایشان ظاهرا در همان سخنان توهین آمیز خود حتی با متهم کردن حضرت علی علیه السلام به بردن آبروی افراد ؛ مدعی شده اند که حضرت امیر المومنین علیه السلام دلیل عزل و نصب هایش را در سخنرانی هایشان بیان می کرده اند !!! از این صحبت آقای نقویان حداقل یکی از دو نتیجه فاجعه بار زیر معلوم می شود:

۱- ایشان با وجود تحصیلات حوزوی حتی نمی دانند سخنان حضرت حضرت علی علیه السلام همان خطبه های ایشان هستند و عزل و نصب ها و کلا امور ادارای آن حضرت در مکاتبات و نامه ها به اشخاص بوده است. اگر براستی آقای نقویان گمان رده اند امام علی علیه السلام در سخنرانی های رسمی آبروی افرادی نظیر عثمان بن حنیف یا حتی شهید محمد بن ابی بکز و... را می برده اند  که باید به حال سواد و دانشی که حوزه ها به طلبه ها می دهند حقیقتا زار زار گریه کرد. البته شاید اشکال از فراموشکار شدن آقای نقویان است.

۲- اینکه ایشان بعید است بالاخره با داشتن تحصیلات فرق خطبه ها و نامه ها را نفهمند و شاید کار سقوط اخلاقی جناب استاد اخلاق به جایی رسیده باشد که برای پیشبرد اهداف دو روزه سیاسی دنیوی حتی از اتهام زنی و ملکوک کردن ساحت مقدس حضرت امیر المومنین علیه السلام هم ابایی ندارند که که اگر این نظر صحیح باشد انا لله و انا الیه راجعون.

-------

پی نوشت : جای تحسر است از دست رفتن مردانی مانند حاج آقا مجتبی تهرانی و اساتید راستین اخلاق و جایگزین شدن آنها با افرادی نظیر آقای نقویان در صدا و سیما و حتی متاسفانه نماز جمعه.

نماز خواندن رهبری بر بدن آن عالم بزرگ برای من معنای مهمی دارد.  ایشان می خواهد نه بر حسد تنها یک مرد یا عالم بزرگ شیعی بلکه بر جسد مطهر تجسم راستین اخلاق و تقوا که در جامعه ما اخیرا از دنیا رفت نماز بگذارد...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1391ساعت 15:13  توسط مسعود فقیه ایمانی  |